بهدلیل خستگی یا دشواری، آهسته و سنگین راه رفتن.
مثالهای طبیعی
We trudged through thick snow.
با مشقت از میان برف عمیق قدم برداشتیم.
She began to trudge home after the shift.
او پس از شیفت کاری بهزحمت راه خانه را در پیش گرفت.
Why did they trudge along in silence?
چرا آنها در سکوت و با قدمهای سنگین پیش میرفتند؟
نکتهٔ کاربردی
trudge تلاش و خستگی را میرساند، برخلاف راه رفتن معمولی.
