معنی ۱neutral · 85%
کسی یا چیزی که بهدلیل صداقت و قابلاتکا بودن میتوان به او یا آن اعتماد کرد
مثالهای طبیعی
We need a trustworthy babysitter for Saturday.
برای شنبه به یک پرستار بچهٔ قابلاعتماد نیاز داریم.
Is this website trustworthy enough to cite?
آیا این وبسایت آنقدر معتبر هست که بتوان به آن استناد کرد؟
Her advice seemed more trustworthy than the advertisement.
توصیهٔ او از آن تبلیغ قابلاعتمادتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
Trustworthy به شخص یا چیزی اشاره دارد که سزاوار اعتماد است؛ trusting به کسی گفته میشود که زود اعتماد میکند.
