معنی ۱neutral · 90%
واقعیتهای درست دربارهٔ چیزی، نه دروغ یا اطلاعات نادرست
مثالهای طبیعی
Please tell me the truth.
لطفاً حقیقت را به من بگو.
They wanted to discover the truth about the accident.
آنها میخواستند حقیقت دربارهٔ حادثه را کشف کنند.
Some truths are difficult to accept.
پذیرفتن بعضی حقیقتها دشوار است.
نکتهٔ کاربردی
`The truth` اغلب به واقعیتهای واقعی یک موقعیت مشخص اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— حقیقت را گفتن

