تلاش کردن برای انجام کاری که دشوار است یا معلوم نیست موفقیتآمیز باشد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
تلاش کردن
Deutsch
versuchen
Հայերեն
փորձել
pordzel
مثالهای طبیعی
I try to learn English every day.
من هر روز تلاش میکنم انگلیسی یاد بگیرم.
She tries to fix the computer.
