جسمی بلند و توخالی که مایع، گاز یا مادهای دیگر میتواند از داخل آن عبور کند
مثالهای طبیعی
The liquid passed through a narrow tube.
مایع از یک لولهٔ باریک عبور کرد.
Several tubes connect the two parts.
چند لوله این دو بخش را به هم متصل میکنند.
The patient breathed through a plastic tube.
بیمار از طریق یک لولهٔ پلاستیکی نفس میکشید.
نکتهٔ کاربردی
`Tube` قابلشمارش است.

