آشوب و بینظمیِ پرسروصدا، بهویژه هنگامیکه جمعیتی درگیر باشد.
مثالهای طبیعی
The announcement provoked a tumult outside parliament.
این اعلامیه بیرونِ ساختمانِ پارلمان غوغایی به پا کرد.
Amid the tumult, the organizers struggled to give instructions.
در میانِ هیاهو، برگزارکنندگان بهسختی میتوانستند دستورها را به گوشِ مردم برسانند.
A sudden tumult of shouting spread through the square.
ناگهان موجی از فریادهای درهم در سراسرِ میدان پیچید.
نکتهٔ کاربردی
Tumult اغلب با همهمه و شلوغی همراه است؛ در مقابل، turmoil بیشتر بر بیثباتی یا بلاتکلیفیِ ادامهدار تأکید میکند.
