معنی ۱neutral · 89%
فاقد ملودی مشخص یا خوشایند.
مثالهای طبیعی
His tuneless singing distracted the other singers.
آواز بیآهنگ او حواس خوانندگان دیگر را پرت کرد.
A tuneless whistle drifted through the open window.
صدای سوتی بیآهنگ از پنجرهٔ باز به گوش رسید.
Without the lead instrument, the piece sounded tuneless.
بدون ساز اصلی، قطعه بیآهنگ به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
Tuneless به نبود ملودی خوشایند اشاره دارد؛ off-key یعنی نت را خارج از کوک اجرا کردن.
