پرندهٔ بزرگ پرورشی با سر کوچک و دم پهن.
مثالهای طبیعی
A turkey walked across the farmyard.
یک بوقلمون از حیاط مزرعه گذشت.
We saw three wild turkeys in the field.
سه بوقلمون وحشی را در مزرعه دیدیم.
The children watched the turkey spread its tail.
بچهها تماشا کردند که بوقلمون دمش را باز کرد.
نکتهٔ کاربردی
A turkey به پرنده اشاره میکند؛ همین عبارت گاهی برای بوقلمونِ کاملِ آمادهٔ خوردن هم به کار میرود.
