معنی ۱neutral · 85%
ادویهای زردرنگ که از ریشهٔ گیاهی به دست میآید و برای طعم یا رنگ دادن به غذا استفاده میشود
مثالهای طبیعی
Add half a teaspoon of turmeric to the rice.
نصف قاشق چایخوری زردچوبه به برنج اضافه کن.
Turmeric gives the sauce a bright yellow colour.
زردچوبه به سس رنگ زردِ روشنی میدهد.
Could you buy some turmeric for dinner?
میتوانی برای شام کمی زردچوبه بخری؟
نکتهٔ کاربردی
زردچوبه در معنای ادویه غیرقابلشمارش است؛ بگویید some turmeric یا a teaspoon of turmeric.
