معنی ۱neutral · 90%
تعداد یا نسبت افرادی که در یک رویداد حضور پیدا میکنند یا در یک انتخابات شرکت میکنند
مثالهای طبیعی
Voter turnout reached seventy percent in the district.
میزان مشارکت رأیدهندگان در این حوزه به هفتاد درصد رسید.
Organizers were pleased with the high turnout.
برگزارکنندگان از میزان حضور بالای مردم راضی بودند.
Poor weather reduced turnout at the conference.
هوای نامساعد میزان حضور در کنفرانس را کاهش داد.
نکتهٔ کاربردی
`Turnout` میزان مشارکت را میسنجد، نه نتیجهٔ انتخابات یا رویداد را.
