معنی ۱neutral · 85%
کسی که برای کمک به یادگیری، به یک نفر یا گروه کوچکی درس میدهد.
مثالهای طبیعی
We hired a tutor for my sister.
برای خواهرم معلم خصوصی گرفتیم.
My English tutor meets me every Friday.
معلم خصوصی انگلیسیام هر جمعه با من کلاس دارد.
Ask your tutor to explain the problem again.
از معلم خصوصیات بخواه مسئله را دوباره توضیح دهد.
نکتهٔ کاربردی
Tutor شخص مدرس است؛ tuition و tutoring به آموزشدادن مربوطاند. در دانشگاه tutor میتواند مشاور یا مدرس آموزشی هم باشد.
