معنی ۱neutral · 86%
شاخهای بسیار نازک و کوچک که روی درخت یا بوته رشد میکند یا از آن جدا شده است.
مثالهای طبیعی
A tiny twig snapped beneath her shoe.
شاخهٔ نازکی زیر کفش او شکست.
The bird carried twigs back to its nest.
پرنده شاخههای نازک را با خود به لانهاش میبرد.
Use a dry twig to draw lines in sand.
با یک ترکهٔ خشک روی شن خط بکش.
نکتهٔ کاربردی
Twig معمولاً بسیار باریکتر از branch است.
ترکیبهای رایج
— شاخهٔ نازک خشک
