معنی ۱neutral · 95%
مربوط به یکی از دو فرزندی که همزمان از یک مادر به دنیا آمدهاند
مثالهای طبیعی
She has a twin sister.
او یک خواهر دوقلو دارد.
His twin brother lives in Berlin.
برادر دوقلوی او در برلین زندگی میکند.
They welcomed twin daughters last year.
آنها سال گذشته صاحب دختران دوقلو شدند.
نکتهٔ کاربردی
twin را پیش از یک واژهٔ خانوادگی بهکار ببر تا نشان دهد دو فرزند در یک زایمان به دنیا آمدهاند.

