معنی ۱neutral · 95%
یکی از دو فرزندی که همزمان از یک مادر به دنیا آمدهاند
مثالهای طبیعی
Sara is my twin sister.
سارا خواهر دوقلوی من است.
The twins always played together as children.
دوقلوها در کودکی همیشه با هم بازی میکردند.
He has a twin who lives abroad.
او یک همزاد دارد که خارج از کشور زندگی میکند.
نکتهٔ کاربردی
twin میتواند در نقش اسم یا پیش از brother و sister برای توصیف این رابطه استفاده شود.
ترکیبهای رایج
— برادر دوقلو

