معنی ۱neutral · 85%
درخشش کوتاه و سریع نور یا برق شادی در چشم.
مثالهای طبیعی
There was a twinkle in her eyes.
برقی در چشمهایش بود.
We noticed distant twinkles on the horizon.
در افق برقهای کوچکی از دور دیدیم.
Did that twinkle come from the lighthouse?
آیا آن نور چشمکزن از فانوس دریایی میآمد؟
نکتهٔ کاربردی
twinkle برق کوتاه و قابلشمارش است و فعل نیز میشود.
