معنی ۱neutral · 89%
تغییر غیرمنتظرهای در یک موقعیت یا داستان که برداشت از رویدادها را تغییر میدهد
مثالهای طبیعی
The final twist completely changed our interpretation of events.
چرخش پایانی برداشت ما از رویدادها را کاملاً تغییر داد.
The dispute took an unexpected twist overnight.
این اختلاف یکشبه چرخشی غیرمنتظره پیدا کرد.
Each twist revealed another hidden motive.
هر چرخش انگیزهٔ پنهان دیگری را آشکار کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Twist` اغلب غافلگیری و تغییر مسیر را القا میکند، بهویژه در داستانها یا موقعیتهای در حال تحول.
