معنی ۱formal · 85%
با سوءاستفاده از قدرت، افراد را ظالمانه زیر سلطه و کنترل خود نگه داشتن.
مثالهای طبیعی
The manager tyrannized employees with constant threats.
مدیر با تهدیدهای مداوم به کارکنان زور میگفت.
Majorities can tyrannize over smaller groups.
اکثریتها میتوانند بر گروههای کوچکتر ستم روا دارند.
Villagers had been tyrannized for years.
اهالی روستا سالها زیر ستم بودند.
نکتهٔ کاربردی
tyrannize معمولاً دربارهٔ ستمکردن به انسانهاست، نه اشیا. هر دو ساختار tyrannize someone و tyrannize over someone درستاند.
