معنی ۱formal · 87%
دچار زخمهای اولسری یا شبیه زخمِ باز.
مثالهای طبیعی
The doctor noted an ulcerous patch near the wound.
پزشک نزدیک زخم، ناحیهای زخمدار را مشاهده کرد.
The tissue appeared ulcerous during the examination.
بافت هنگام معاینه، زخمدار به نظر میرسید.
Several ulcerous areas required careful dressing changes.
چند ناحیهٔ زخمدار به تعویضِ دقیق پانسمان نیاز داشتند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در پزشکی به کار میرود؛ برای ناحیهٔ مشخصی از پوستِ آسیبدیده، ulcerated رایجتر است.
