نهایی؛ پس از همهٔ مراحل یا تحولات قبلی
مثالهای طبیعی
The committee discussed the ultimate outcome of the negotiations.
کمیته دربارهٔ نتیجهٔ نهایی مذاکرات گفتوگو کرد.
Nobody could predict the project's ultimate fate.
هیچکس نمیتوانست سرنوشت نهایی پروژه را پیشبینی کند.
Their ultimate destination remained secret throughout the journey.
مقصد نهایی آنها در تمام طول سفر محرمانه ماند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد بر چیزی تمرکز دارد که پس از دنبالهای از رویدادها یا مراحل، نهایی است.
