معنی ۱formal · 73%
در عقاید یا سیاستها بهشدت تندرو و اهل سازشنبودن.
مثالهای طبیعی
The party’s ultra wing refused any compromise.
جناح تندروی حزب هرگونه سازش را رد کرد.
Few voters supported the candidate’s ultra views.
شمار اندکی از رأیدهندگان از دیدگاههای افراطی نامزد حمایت کردند.
His ultra position isolated him from moderate colleagues.
موضع بسیار تندروانهٔ او باعث شد از همکاران میانهرویش فاصله بگیرد.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد این صفت بهصورت مستقل در زبان امروز نادر است؛ extremist یا hard-line معمولاً روشنترند. ultra- بیشتر به واژهٔ دیگری متصل میشود.
