مطابق یک معیار، به اندازهٔ کافی خوب یا مناسب نبودن یا مجاز نبودن
مثالهای طبیعی
His rude comments were completely unacceptable during the meeting.
اظهارنظرهای بیادبانهٔ او در طول جلسه کاملاً غیرقابلقبول بود.
The company rejected the unacceptable level of defects.
شرکت سطح غیرقابلقبولِ نقصها را رد کرد.
Repeated delays are even more unacceptable when customers receive no explanation.
وقتی مشتریان هیچ توضیحی دریافت نمیکنند، تأخیرهای مکرر حتی غیرقابلقبولتر میشوند.
نکتهٔ کاربردی
`Unacceptable` از `undesirable` قویتر است و اغلب نشان میدهد یک قانون، معیار یا انتظار نقض شده است.
