معنی ۱neutral · 85%
کسی که از چیزی خبر ندارد یا متوجه آن نشده است
مثالهای طبیعی
I was unaware of the schedule change.
من از تغییر برنامه خبر نداشتم.
Drivers may be unaware that the road is closed.
ممکن است رانندگان ندانند که جاده بسته است.
The unaware guests walked into the dark room.
مهمانان بیخبر وارد اتاق تاریک شدند.
نکتهٔ کاربردی
از unaware of برای یک موضوع یا unaware that برای یک رخداد استفاده کنید؛ unaware about در کاربرد معیار رایج نیست.
