کسی که ناعادلانه از یک طرف جانبداری نمیکند.
مثالهای طبیعی
We need an unbiased review of the evidence.
به بررسی بیطرفانهٔ شواهد نیاز داریم.
Is this survey genuinely unbiased?
آیا این نظرسنجی واقعاً بیطرفانه است؟
The judge gave an unbiased assessment.
قاضی ارزیابی بیطرفانهای ارائه داد.
نکتهٔ کاربردی
unbiased یعنی بیطرف، نه کسی که هیچ دانش شخصی ندارد.
