چیزی که آسیب ندیده، قطع نشده یا تقسیم نشده است.
مثالهای طبیعی
The vase remained unbroken after the move.
گلدان پس از اسبابکشی سالم ماند.
We enjoyed three hours of unbroken silence.
سه ساعت سکوت بیوقفه داشتیم.
Is the mountain trail still unbroken?
آیا مسیر کوهستانی هنوز پیوسته و بدون گسست است؟
نکتهٔ کاربردی
unbroken هم چیزهای سالم و هم بازههای زمانی بدون وقفه را توصیف میکند.
