مطمئن نبودن از درست بودن چیزی یا ندانستن اینکه چه باید کرد.
مثالهای طبیعی
She feels uncertain about changing jobs.
او دربارهٔ عوض کردن شغلش مردد است.
I am uncertain whether to book the flight.
مطمئن نیستم که بلیت پرواز را رزرو کنم یا نه.
The team seemed uncertain about the proposal.
اعضای تیم دربارهٔ پیشنهاد مطمئن به نظر نمیرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
uncertain about a choice با unclear فرق دارد؛ unclear بیشتر برای اطلاعات یا پیامی به کار میرود که روشن نیست.
