از نظر جسمی راحت یا خوشایند نبودن
مثالهای طبیعی
This chair becomes uncomfortable after an hour.
این صندلی بعد از یک ساعت ناراحتکننده میشود.
These shoes are too uncomfortable for walking.
این کفشها برای پیادهروی بیش از حد ناراحت هستند.
The long bus journey was uncomfortable.
سفر طولانی با اتوبوس ناراحتکننده بود.
نکتهٔ کاربردی
این معنی به ناراحتی جسمی اشاره دارد.

