برداشتن پوششی برای آشکار کردن چیزی که زیر آن قرار دارد.
مثالهای طبیعی
They uncovered a wooden table beneath the dust sheets.
آنها میز چوبی را از زیر پارچههای گردوغبارگیر بیرون آوردند.
Please uncover the seedlings once the weather warms.
لطفاً وقتی هوا گرم شد پوشش نشاها را بردارید.
The statue was uncovered at noon.
پوشش مجسمه ظهر برداشته شد.
نکتهٔ کاربردی
uncover مستقیماً مفعول میگیرد؛ برای گفتن پوشش از چیزی برداشته شد، از remove the cover from something استفاده میکنیم.
