یک فرایند، تغییر، آزمایش یا درمان را تجربه کردن، معمولاً زمانی که مهم یا قابلتوجه است
مثالهای طبیعی
She underwent surgery last month and recovered quickly.
او ماه گذشته تحت عمل جراحی قرار گرفت و سریع بهبود یافت.
The station is undergoing major renovation this year.
ایستگاه امسال در حال بازسازی گسترده است.
Every device must undergo extensive testing before release.
هر دستگاه باید پیش از عرضه تحت آزمایشهای گسترده قرار بگیرد.
نکتهٔ کاربردی
`Undergo` اغلب چیزی را توصیف میکند که برای فاعل رخ میدهد، نه عملی که فاعل فعالانه انجام میدهد.
