معنی ۱neutral · 90%
دانشجوی دانشگاهی که هنوز نخستین مدرک دانشگاهی خود را به پایان نرسانده است
مثالهای طبیعی
She is an undergraduate at a university in London.
او دانشجوی دورهٔ کارشناسی در دانشگاهی در لندن است.
Thirty undergraduates volunteered for the research project.
سی دانشجوی دورهٔ کارشناسی برای پروژهٔ پژوهشی داوطلب شدند.
Every undergraduate must complete the core module.
هر دانشجوی دورهٔ کارشناسی باید واحد اصلی را بگذراند.
نکتهٔ کاربردی
`undergraduate` بسته به گونهٔ انگلیسی در برابر `postgraduate` یا `graduate student` قرار میگیرد.
