معنی ۱neutral · 95%
قرارگرفته زیر سطح زمین
مثالهای طبیعی
We waited in an underground station.
ما در یک ایستگاه زیرزمینی منتظر ماندیم.
The car park is underground.
پارکینگ زیرزمینی است.
They found an underground tunnel beneath the road.
آنها زیر جاده یک تونل زیرزمینی پیدا کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای مکانها یا سازههایی که پایینتر از سطح زمین هستند از underground استفاده کن.

