شبکهٔ قطار شهری که مسیرهای آن بیشتر زیر زمین است، بهویژه در انگلیسی بریتانیایی.
مثالهای طبیعی
Take the underground to the museum.
برای رفتن به موزه سوار مترو شو.
The underground was crowded during rush hour.
مترو در ساعت شلوغی پر از مسافر بود.
We used the underground instead of a taxi.
بهجای تاکسی از مترو استفاده کردیم.
نکتهٔ کاربردی
در لندن، نام خاص Underground با حرف بزرگ آغاز میشود؛ در انگلیسی آمریکایی subway رایجتر است.
