معنی ۱neutral · 85%
بوتهها و گیاهان کوتاهی که زیر درختان جنگل رشد میکنند.
مثالهای طبیعی
Dense undergrowth blocked the narrow forest path.
انبوه پوشش گیاهیِ زیرِ درختان، مسیر باریک جنگلی را بسته بود.
Deer hid among the undergrowth during daylight.
گوزنها در طول روز میان بوتهها و گیاهان زیرِ درختان پنهان میشدند.
Removing all undergrowth would harm nesting birds.
پاککردن تمام پوشش گیاهی زیرِ جنگل به پرندگان لانهساز آسیب میزند.
نکتهٔ کاربردی
undergrowth معمولاً غیرشمارشپذیر است؛ patches of undergrowth درست است، نه several undergrowths.
