بر اهمیت یا جدی بودن نکته یا واقعیتی تأکید کردن.
مثالهای طبیعی
The figures underscore the need for better care.
این آمارها بر نیاز به مراقبت بهتر تأکید میکنند.
Her response underscored the urgency of the problem.
پاسخ او فوریت مسئله را برجسته کرد.
Recent findings have underscored these risks.
یافتههای تازه بر این خطرها تأکید کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
در گزارش رسمی، underscore معمولاً با the need، importance یا risks میآید و تأکید بر نکته است، نه ادعای تازه.
