معنی ۱neutral · 86%
نامطلوب یا ناخواسته، چون ممکن است ناخوشایند، زیانبار یا نامناسب باشد.
مثالهای طبیعی
The leak created undesirable living conditions.
نشتی آب شرایط نامطلوبی برای زندگی به وجود آورد.
This chemical has several undesirable side effects.
این مادهٔ شیمیایی چند عارضهٔ جانبی نامطلوب دارد.
Teachers considered the behavior highly undesirable.
معلمان آن رفتار را بسیار نامطلوب دانستند.
نکتهٔ کاربردی
Undesirable در گزارشها رسمی یا خنثی است، اما نامطلوب خواندن یک شخص اغلب توهینآمیز است.
