معنی ۱formal · 86%
هنوز در دستگاه گوارش به مواد قابل جذب بدن تجزیه نشده بودن.
مثالهای طبیعی
The dog vomited undigested food after eating.
سگ پس از غذاخوردن، غذای هضمنشده را بالا آورد.
Some seeds pass through the body undigested.
بعضی دانهها بدون هضمشدن از بدن عبور میکنند.
The remains of the meal were still undigested.
باقیماندهٔ غذا هنوز هضم نشده بود.
نکتهٔ کاربردی
برای توصیف غذایی که فرایند هضم آن کامل نشده است به کار میرود.
