لباسهای خود را از تن درآوردن.
مثالهای طبیعی
She undressed before taking a shower.
او پیش از دوشگرفتن لباسهایش را درآورد.
Please undress in the private cubicle.
لطفاً در اتاقک خصوصی لباسهایتان را درآورید.
The children undressed and put on clean clothes.
بچهها لباسهایشان را درآوردند و لباس تمیز پوشیدند.
نکتهٔ کاربردی
Undress اغلب به درآوردن همه یا بیشتر لباسها اشاره دارد. برای عوضکردن لباس در گفتوگوی روزمره، get changed ممکن است مناسبتر باشد.
