چیزی را که در زمین دفن شده پیدا کردن و بیرون کشیدن.
مثالهای طبیعی
Workers unearthed ancient coins near the city walls.
کارگران سکههای باستانی را نزدیک دیوارهای شهر از خاک بیرون آوردند.
Digging the flowerbed, she unearthed an old bottle.
هنگام کندن باغچه، بطری قدیمیای پیدا کرد.
The builders have unearthed a stone foundation.
سازندگان پی سنگیای را از زیر خاک بیرون آوردهاند.
نکتهٔ کاربردی
unearth بر یافتن چیز مدفون تأکید دارد؛ excavate بر حفاری دقیق. یک حفاری ممکن است اشیای زیادی آشکار کند.
