چیزی که وقوع آن از پیش برنامهریزی نشده یا محتمل دانسته نشده است.
مثالهای طبیعی
An unexpected package arrived yesterday.
دیروز یک بستهٔ غیرمنتظره رسید.
Her visit was completely unexpected.
دیدار او کاملاً غیرمنتظره بود.
We had an unexpected delay at the airport.
در فرودگاه با تأخیری غیرمنتظره روبهرو شدیم.
نکتهٔ کاربردی
Unexpected اغلب حس غافلگیری دارد؛ sudden بر سریع رخدادن اتفاق تأکید میکند، نه لزوماً پیشبینیناپذیربودن آن.
