معنی ۱neutral · 90%
رفتار نکردن با افراد بهشکل برابر، مناسب یا مطابق قواعد پذیرفتهشده
مثالهای طبیعی
Students thought the new rule was unfair.
دانشآموزان فکر میکردند قانون جدید ناعادلانه است.
She complained about unfair treatment.
او از رفتار ناعادلانه شکایت کرد.
The decision seemed unfair to both teams.
این تصمیم برای هر دو تیم ناعادلانه به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
`Unfair` متضاد `fair` است.
ترکیبهای رایج
— رفتاری که عادلانه یا برابر نیست

