بیانگر مخالفت یا قضاوت منفی.
مثالهای طبیعی
The restaurant received several unfavorable reviews online.
رستوران چند نظر منفی در اینترنت دریافت کرد.
His reference was unfavorable despite his experience.
با وجود تجربهاش، توصیهنامهای نامطلوب دربارهٔ او نوشته شد.
Fewer voters gave unfavorable answers this year.
امسال رأیدهندگان کمتری پاسخهای منفی دادند.
نکتهٔ کاربردی
نظر یا ارزیابی میتواند favorable یا unfavorable باشد؛ این صفت قضاوت منفی است، نه لزوماً ناممکن بودن چیزی.
