بهدلیل بدشانسی یا شرایط، باعث ناراحتی، دشواری یا ناامیدی شدن
مثالهای طبیعی
An unfortunate delay caused us to miss the final train.
یک تأخیر ناگوار باعث شد آخرین قطار را از دست بدهیم.
The timing of the error was particularly unfortunate.
زمان وقوع خطا بهویژه نامناسب و ناگوار بود.
A second breakdown would be even more unfortunate today.
خرابی دوم امروز حتی ناگوارتر خواهد بود.
نکتهٔ کاربردی
`Unfortunate` اغلب رویدادها یا شرایط تأسفبار را توصیف میکند، نه لزوماً افرادی را که بدشانساند.
