معنی ۱formal · 89%
جایی که مردم بهندرت از آن بازدید یا استفاده میکنند.
مثالهای طبیعی
An unfrequented path runs behind the old railway line.
پشت خط راهآهن قدیمی، مسیری کمرفتوآمد امتداد دارد.
The bay remained unfrequented even during the summer.
این خلیج حتی در تابستان نیز کمبازدید باقی ماند.
Researchers found nesting birds along an unfrequented shore.
پژوهشگران در امتداد ساحلی خلوت، پرندگانی را یافتند که آنجا آشیانه کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای ادبی یا رسمی است و rarely visited سادهتر است. کمبودن بازدیدکنندگان الزاماً به معنی خطرناکبودن نیست.
