معنی ۱formal · 87%
با وجود تلاش، نتیجهٔ مفیدی به بار نیاوردن.
مثالهای طبیعی
The first search was unfruitful, so volunteers widened the area.
جستوجوی اول بینتیجه بود؛ بنابراین داوطلبان محدوده را گسترش دادند.
After unfruitful talks, both sides sought an independent mediator.
پس از گفتوگوهای بیثمر، هر دو طرف بهدنبال میانجیای مستقل رفتند.
The team abandoned an unfruitful line of inquiry.
گروه مسیرِ تحقیقاتیِ بینتیجهای را کنار گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
امروزه unproductive و fruitless رایجترند؛ unfruitful در معنای واقعی میتواند به گیاهی اشاره کند که میوه نمیدهد.
