حرکت یا ظاهری ناهماهنگ بهجای نرم و زیبا.
مثالهای طبیعی
His first steps were ungraceful but enthusiastic.
قدمهای اول او ناشیانه ولی پرشور بودند.
The skater made an ungraceful landing on the ice.
اسکیتباز فرودی ناشیانه روی یخ داشت.
On land, the seal looks surprisingly ungraceful.
فوک روی خشکی بهطرز شگفتآوری دستوپاچلفتی به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
ungraceful میتواند حرکت موفق اما ناشیانه را هم توصیف کند؛ ناشیانه بودن الزاماً شکست نیست.
