معنی ۱neutral · 90%
چنان غیرعادی یا بیسابقه که پیشتر تجربه نشده است.
مثالهای طبیعی
An unheard-of delay kept the trains stationary all night.
تأخیری بیسابقه قطارها را تمام شب متوقف نگه داشت.
Such secrecy was unheard-of in our department.
چنین پنهانکاریای در بخش ما سابقه نداشت.
It was once unheard-of for children to challenge teachers openly.
زمانی اینکه کودکان آشکارا با معلمان مخالفت کنند، کاری بیسابقه بود.
نکتهٔ کاربردی
بر تازگی شگفتانگیز یا میزان استثنایی چیزی تأکید میکند.
