در زمینهٔ دینی، چیزی که از نظر اخلاقی نادرست یا فاقد قداست دانسته میشود.
مثالهای طبیعی
The ceremony was condemned as unholy by some leaders.
بعضی رهبران آن مراسم را نامقدس خواندند.
The villain performed an unholy ritual in the story.
شخصیت شرور در داستان مراسمی شیطانی انجام داد.
They believed the site had become unholy.
آنها باور داشتند مکان دیگر قداست ندارد.
نکتهٔ کاربردی
unholy اغلب داوری منفی شدیدی با خود دارد.
