معنی ۱neutral · 85%
حیوانی خیالی شبیه اسب که یک شاخ بلند روی پیشانی دارد.
مثالهای طبیعی
A unicorn lived beside a magical lake.
تکشاخی کنار دریاچهای جادویی زندگی میکرد.
Her picture shows three colorful unicorns.
در نقاشی او سه تکشاخ رنگارنگ دیده میشود.
Have you read a story about a unicorn?
تا حالا داستانی دربارهٔ یک تکشاخ خواندهای؟
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی a unicorn درست است، نه an unicorn؛ زیرا صدای آغازین آن /j/، مانند you، است.
ترکیبهای رایج
— تکشاخ افسانهای با ویژگیهای جادویی
