معنی ۱formal · 89%
دارای یک مرکزِ مسلطِ قدرت سیاسی.
مثالهای طبیعی
A unipolar world has one overwhelmingly dominant state.
در جهانی تکقطبی، یک کشور بهطرز چشمگیری بر دیگران برتری دارد.
The historian analyzed the unipolar moment after the Cold War.
تاریخدان دورهٔ تکقطبیِ پس از جنگ سرد را بررسی کرد.
Many analysts doubt that the international system remains unipolar.
بسیاری از تحلیلگران تردید دارند که نظام بینالملل همچنان تکقطبی باشد.
نکتهٔ کاربردی
در روابط بینالملل کاربرد دارد؛ معانی فنیِ دیگری نیز به یک قطب یا برخی اختلالات خلقی مربوطاند.
