معنی ۱neutral · 85%
به دلیل ویژگی یا کیفیتی خاص، متفاوت از هر چیز دیگر.
مثالهای طبیعی
Each painting has a unique style.
هر نقاشی سبک منحصربهفردی دارد.
Every fingerprint is unique.
اثر انگشت هر فرد منحصربهفرد است.
The village has a unique tradition of boat building.
این روستا سنت منحصربهفردی در ساخت قایق دارد.
نکتهٔ کاربردی
unique با صدای /j/ آغاز میشود؛ پس باید گفت a unique idea، نه an unique idea.
ترکیبهای رایج
— فرصتی کمنظیر که بعید است دوباره پیش بیاید
