فردی وابسته به سنت دینی یونیتارین که در تاریخ خود آموزهٔ مسیحیِ تثلیث را رد کرده است.
مثالهای طبیعی
A Unitarian spoke at the interfaith forum.
یکی از پیروان مذهب یونیتارین در نشست گفتوگوی میانادیانی سخنرانی کرد.
Her grandmother was a Unitarian rather than a Trinitarian.
مادربزرگش یونیتارین بود، نه معتقد به تثلیث.
Several Unitarians helped establish the community library.
چند نفر از یونیتارینها در تأسیس کتابخانهٔ محلی کمک کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای نام این وابستگی مذهبی، Unitarian را با حرف بزرگ بنویسید. یونیتارینهای یونیورسالستِ امروزی ممکن است باورهای دینی یا غیردینی گوناگونی داشته باشند.
